& nbsp;سوال کودک در مورد خدا !پاسخ دادن به سوال کودک در مورد خدا گاه برای والدین به مسئله ای  سخت تبدیل می شود آیا شما می توانید به  سوال کودک در مورد خدا پاسخ بدهید در ادامه در این باره بیشتر بخوانید تا بیاموزید که  چگونه به سوال کودک در مورد خدا پاسخ بدهید و هم چنین بدانید که به سوال کودک در مورد خدا چه جوابی بدهید .

آیا ما می توانیم خدا را به طور کامل بشناسیم؟

ما انسان ها هنوز آفریده های خدا را هم به طور کامل نشناخته ایم ، پس چطور می توانیم خدایی را که آفریننده جهان است ، به طور کامل بشناسیم؟

این که ذهن کوچک ما بتواند خدای بزرگ بی نهایت را به طور کامل بشناسد ، توقع درستی نیست. برای شناخت خدا نمی توانیم او را زیر میکروسکوپ قرار دهیم و یا این که او را با ترازو وزن کنیم ؛ برای شناخت خدا نمی توانیم با تلسکوپ به تماشای او بپردازیم و یا این که خدا را در دست بگیریم و لمس کنیم.

البته راه شناخت خدا به روی ما بسته نیست. در اصل ، پیامبران آمده اند تا خدا را به ما معرفی کنند.

یکی از بهترین راه های شناخت خدا ، خواندن قرآن و دقت در معانی آیه های آن است. خدایی که قرآن از آن سخن گفته ، خدایی مهربان ، دانا ، توانا ، بخشنده ، بی نیاز وبردبار است.

حتی قصه های قرآن نیز ، قصه ی معرفی خدا هستند. تو در قصه حضرت آدم (ع) توبه پذیری خدا را می بینی. در قصه ی حضرت نوح (ع) قدرت خدا را به تماشا می نشینی و در هر صفحه از قرآن ،بخشی از صفات پروردگارت را می بینی و می آموزی.

راه دیگر آشنایی با خدا ، فکر کردن درباره ی جهان پر رمز و رازی است که در برابر من و تو قرار دارد. به هرگوشه از جهان که بنگری ، می توانی راهی برای شناخت بیشتر خدا پیدا کنی.

راه دیگر آشنایی با خدا ، گفت و گو با او ، عبادت او و دوستی با آن پروردگار مهربان است. هر چه بیشتر با خدا حرف بزنی ، بیشتر دعا کنی ، بیشتر نماز بخوانی و بیشتر به یاد او باشی ، احساس صمیمیت بیشتری با خدا می کنی.

دستان کوچکت را به سوی خدا بلند کن و از او بخواه که برای رسیدن به این نوع آشنایی تو را یاری کند که بهترین راه آشنایی با خدا ، همین راه است.

چرا خدا جن ها را آفرید تا ما را اذیت کنند؟

چرا فکر می کنیم جن ها مردم آزار هستند؟ جن ها کاری به کار ما آدم ها ندارند. آن ها به دنبال برنامه ی زندگی خودشان هستند. من در طی عمر خودم حتی یک بار هم جن ها اذیتم نکرده اند ؛ البته آدم های زیادی مرا اذیت کرده اند ؛ اما جن ها هرگز مزاحمتی برایم نداشته اند.

گاهی باد، در اتاق را حرکت می دهد و ما می گوییم جن آمد. یا گربه ای ، داخل حیاط خانه سروصدا می کند و ما خیال می کنیم جن آمده است ؛ در حالی که این طور نیست.

تو خودت فکر کن و ببین آیا این همه آدم کشی ، ظلم ، دزدی و مردم آزاری کار جن هاست یا آدم ها؟ بچه های بی گناه فلسطین را جن ها می کشند یا آدم های ظالم اسرائیلی؟ به نظرم اگر قرار باشد بترسیم ، از آدم ها باید ترسید نه از جن ها.

خدا موجودات زیادی آفریده است که همه از نعمت های او استفاده می کنند و هر کدام در جایی قرار دارند. خدای مهربان ؛ ماهی ها ، پرنده ها ، چرنده ها ، خزنده ها و صدها نوع دیگر از موجودات را آفریده است که هر کدام در گوشه ای از این جهان بزرگ زندگی می کنند. از این نظر جن ها هم مثل بقیه ی موجودات هستند.

آیا ماهی های دریا به دنبال آزار و اذیت ما هستند؟ آیا پرنده های آسمان می خواهند به ما ضرر بزنند؟ آیا حیواناتی که در جنگل ها و کوه ها و صحراها زندگی می کنند ، ما را آزار می دهند؟ حتما جواب می دهی که نه، آن ها کاری به کار ما ندارند ؛ پس بدان که جن ها هم به دنبال آزار و اذیت ما نیستند.

می گویند خدا از اول بوده است. این اول یعنی کی؟

آیا وقتی می گوییم خدا از اول وجود داشته است ، منظور ما از اول ، یک روز مشخص مثلا چهارشنبه سال فلان است؟ خب معلوم است که منظورمان این نیست ؛ زیرا اگر بگوییم خدا از فلان روز بوده ، بلافاصله به ذهن ما می آید که قبل از آن روز چه؟ آیا در آن موقع خدا وجود داشته است یا نه؟

مردی از امام باقر(ع)پرسید:《به من بگویید خدا از کی بوده است؟》امام به وی فرمودند:《تو به من بگو خدا کی نبوده تا من به تو بگویم کی بوده است.》

امام می خواستند به آن مرد بفهمانند که خدا همیشه بوده و اگر کسی بگوید خدا از فلان روز معین وجود داشته و قبل از آن نبوده است ، قطعا حرف درستی نزده است.

وقتی می گوییم خدا از اول بوده است، یک روز معین مورد نظر ما نیست. ثانیه و دقیقه و ساعت و روز و ماه و سال ، ویژگی آفریده های خداست. داشتن تاریخ تولد و تاریخ به وجودآمدن ، ویژگی مخلوقات پروردگار است. خداوند ، تاریخ تولد و تاریخ به وجودآمدن ندارد.

این فرض که خدا از فلان روز وجود یافته ، فرض غلطی است ؛ زیرا معنی اش نبودن خدا قبل از آن زمان است. خدایی که زمانی وجود داشته باشد و زمانی نباشد ، دیگر خدا نیست.

اگر قرآن هم در سوره ی حدید فرموده:《خدا اول است.》یعنی هرچیزی را که اولین موجود جهان فرض کنی ، خدا از آن هم زودتر بوده است
به کودکانی که سن و سال بیشتری دارند ، باید اجازه داد تا لباس هایی داشته باشند که این لباس ها  با معیارهای قابل قبول دوستانشان چندان تفاوتی ندارند. قلمرو مسئولیت در مورد پوشاک را می توان چنین بیان کرد : ما چند نمونه لباس در اختیار کودک قرار می دهیم ، و کودک از میان آن ها انتخاب می کند.

آیا خدا هم مو و ابرو دارد؟

بیا جواب سوالت را این گونه پیدا کنیم؛

به من بگو ببینم آیا ستاره های آسمان مو و ابرو دارند؟

آیا سیبی که الآن در دست توست ، مو و ابرو دارد؟

پاسخ تو به این سوال ها این است که نه ، هیچ کدام از این چیزها مو و ابرو ندارند.

شاید گاهی خودمان در نقاشی هایمان برای بعضی چیزها مو و ابرو هم بکشیم ، ولی این طور نیست که همه چیز در دنیا مو و ابرو داشته باشد. ما گاهی در نقاشی ، برای خورشید ، لب و چشم و بینی و مو و ابرو می کشیم یا یک گلدان را طوری می کشیم که دو دسته ی آن ، شبیه دو دست بشود و گلی که در آن سبز شده است ، مثل مو برای گلدان باشد ؛ ولی این کار فقط در نقاشی هاست.

چون ما چشممان بیشتر به آدم ها می افتد و قیافه آدم ها را بیشتر می بینیم ، فکر می کنیم هر چیزی شبیه قیافه ی آدم است.

طبیعی است که بعضی از ما خدا را هم شبیه خودمان بدانیم و فکر کنیم او هم مو و ابرویی دارد. گاهی تصور می کنیم خدا مو دارد و موهایش الآن ده ها کیلومتر است یا موهایش تا حالا سفید شده است. در حالی که خدا اصلا مو و ابرو ندارد تا بلند و کوتاه و سفید و سیاه باشد.

قرآن می گوید:خدا مثل و مانندی ندارد. پس نمی توانیم خیال کنیم که او شبیه یک انسان است و مو و ابرو دارد.

اصلا خدا به مو و ابرو نیاز ندارد. کار مو زیبا کردن و نگهداری از پوست سر است و کار ابرو هم زیبا کردن صورت و جلوگیری از سرازیر شدن عرق پیشانی به طرف چشم است. چنین نیازهایی در خدا وجود ندارد تا به وسیله ی مو و ابرو این نیازها را برطرف کند.

خدا بزرگ تر از آن است که ما در خیال خودمان ، شکلی برای او بکشیم و مو و ابرو و لب و لپ برایش بگذاریم. خدا جسم نیست تا برای او صورت و قد و وزن و حجمی در نظر بگیریم.

آیا این مطلب مفید بود؟
نظر خود را بنویسید! لطفا کلیک کنید